قهرمان ميرزا عين السلطنه

3384

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

بورگيرى زن و مرد شام و ناهار و چاى و محل سكناشان با ارباب است . ارباب جزو حالا ببينيم اين اربابهاى جزو چه به مالك و ارباب كل مىدهند . از هرجريبى كه دو خروار چهل منه برداشت آن است دو پيمانه كه هشت من شاه يا شانزده من تبريز باشد حق صاحب ملك است كه آن صاحب ملك يك مباشر دارد كه به اربابان جزو مىگويد فلان مقدار برنج ارباب براى مخارج لازم دارد باقى را ببريد نزد بادكوبه‌اى . اينها حق ارباب را از اول ميزان آن مقدار جريبى كه دارند برده به بادكوبه‌اى داده « بيجك » مىگيرند يك روز مباشر راه افتاده تمام اين بيجكها را گرفته مىبرد تحويل ارباب مىكند و ارباب تنخواه خود را به قيمت آن سال پول نقد از بادكوبه‌اى دريافت مىكند بدون هيچ زحمت و مرافعه يا تخم و تقاوى يا خرج قنات و قلعه و ماليات هم كلية با مالك كل است و به قدرى ماليات آنجا كم است كه به هرجريب زمين كه دو پيمانه مىدهند صد دينار الى دويست دينار تعلق مىگيرد در حقيقت مثل هيچ مىماند . درآمد سپهدار اعظم سپهدار اعظم سواى آنچه از گله‌ها و گاوها روغن دريافت مىكند « 1 » و سواى باج مراتع و ابريشم سالى هيجده هزار خروار آنجا برنج دارد . امير اسعد چهار الى شش هزار خروار كه به نرخ متعارف شش الى هشت تومان مىفروشد . منافع ديگر آنها اولا ايشان را مالك رقاب تنكابون ، كلارستاق ، كجور را قرال عليحده بايد دانست . تا گمرك به دست بلژيكيها نبود تمام گمرك آنجا هم مال آنها بود كه حاليه سى هزار تومان است . ثانيا برنج آنها را مبلغى علاوه بر برنج سايرين مىبايست ببرند . ثالثا هرچند وقت يك مرتبه غدغن مىكنند برنج خارج نشود ناچار بادكوبه‌اىها پنج هزار تومان ده هزار تومان مىدهند تا غدغن را موقوف كند . آنچه چوب شمشاد مال آنهاست به قيمت زيادتر بايد بدهند ، باز هر وقت غدغن كنند لاعلاج تقديمى مىدهند . اين ماليات هم مواجب فوج است . فوج هم مال خودشان تمام را مىبرند و به سرباز يك شاهى نمىدهند . زيرا تمام رعيت آنهاست . اگر مال ديگرى هم باشد جرأت اظهار ندارد . مالك آنجا هم اول سپهدار و امير اسعد است . بعد مسعود الملك ، هدايت سلطان و منتظم الملك ، قدرى هم سادات سياورس كه هيچ‌يك از اينها در مقابل آن آستان مبارك خود را مالك نمىدانند و اگر

--> ( 1 ) - روغن سپهدار 1200 من كه هرمن روغن آنجا سه من تبريز است . ( يادداشت مؤلف )